عشق یعنی زندگی
هاله بینها بر این باورند که کیفیت و اندازه هاله موجودات غیرزنده در غالب موارد یکسان بوده و کمتر تغییر میکند.اما این در مورد موجودات زنده صادق نیست چراکه فرایندهای حیاتی منجر به گسیل داشتن انواع امواج میشوند که هاله موجود را در زمانهای مختلف تغییر میدهند.این موضوع البته در مورد انسان از پیچیدگی بسیار زیادی برخوردار است.چراکه قدرت تفکر،تصمیمگیری،تجسم،هیجانات متنوع و آمیخته،تفکرات انتزاعی و تخیل بسیار فعال و پویای انسان در هر زمان به تولید طول موجهای بسیار متنوع امواج الکترومغناطیسی منجر میشود.آنها همچنین بر این باورند که میتوانند با دیدن این امواج از صحت و سلامتی کارکرد بدن و روح فرد اطلاعاتی را به دست بیاورند. شما هم هالهها را دیدهاید؟ خیلیها اتقاقات غیر مترقبه و عجیبی را که در محیط اطرافشان رخ میدهد احساس میکنند.خصوصا اگر این اتفاق دامن عزیزانشان را بگیرد.مثلا در تاکسی نشستهاید.هوا سرد است و باران میبارد و شما شیشهها را بالا کشیدهاید.تاکسی پشت ترافیک با سرعتی حدود 10 کیلومتر در حال حرکت است و شما به مردی که رویش به شما نیست و در پیاده رو راه میرود خیره شدهاید.به ناگهان متوجه میشوید او نگاه شما را درک کرده و سرش را به سمت شما برمی گرداند. در بازار به دنبال یک مانتو مناسب برای سرکار رفتن میگردید که ناگهان کفشی ورزشی به چشم شما زیبا میآید،اگر با تجربه باشید به حرف دلتان گوش میکنید و آن را خریداری میکنید چون تجربه ثابت کرده این کفش مناسب شماست.به شرطی اینکه در خریداری کفش اهل هوسرانی نباشید. از خیابانی رد میشوید و احساس میکنید آنجا را میشناسید.با خود میگویید لابد قبلا اینجا آمده ام یا اینجا را در خواب دیده ام.به طرز عجیبی علاقه مند میشوید از ماشین پیاده شوید و قدری در آنجا قدم بزنید. انگار هوای آنجا بویی آشنا میدهد. به راستی عامل دیگری به جز میدانهای نامریی انرژی میتوانند این وقایع روزمره شما را توجیه کنند؟ بعد مدتها میخوام آپ کنم خب حالا اینا رو دیدى آخرش که چى؟ همه ما در خانه و خانواده خود شاهد بوده و هستیم که کودکان همیشه و هر لحظه از خنده برای ابراز شادی خود استفاده میکنند. اما به مرور زمان که بزرگتر میشوند گویا این صفت و این خاصیت فوقالعاده را فراموش میکنند. گویا در کودکی ، همه ما باور داریم که زندگی، خود اتفاقی شاد است. به همین دلیل در حالی که بچهها و کودکان راههای زیادی برای نشان دادن شادی و خوشحالی خود دارند اما همگی معمولا از خندیدن برای ابراز این شادی استفاده میکنند. کاهش خنده * نقل از وبلاگ باشگاه خنده عکاس مجله نیویورک تایمز که بلافاصله پس از اینکه محل اقامت معمر قذافی در طرابلس به دست انقلابیون بیفتد به این شهر سفر کرده، یک آلبوم عکس در میان وسایل غارت شده از خانه او دیده که از زیرزمین خانه پیدا کرده بودند. سرهنگ معمر قذافی با یک کودک ناشناس ، احتمالا فرزند خودش سرهنگ قذافی و همسر دومش صفیه فرکش و یک کودک ناشناس
هاله های دارای رنگ ها و مشخصه های متفاوتی هستند
مدتهاست که این جملات به عناوین و اشکال مختلف از گوشه و کنار دنیا شنیده میشود.برخی نیز به آن رنگ و بوی تبلیغاتی دادهاند و از قانون جذب به عنوان تنها راز زندگی انسانها یاد میکنند و با این کار عدهای را دور خود گرد آوردهاند.اخیرا نیز فیلم راز با ترجمه فارسی به بازار ایران آمده و یکی از بانکها نیز با انتخاب گوشههایی از آن فیلم،دست به تبلیغات جالبی برای حسابهای قرضالحسنهاش زده است.اما سوال اینجاست که آیا واقعا امواج این قدرت را دارند که امواج مشابه خود را جذب نمایند؟ چگونه میتوان این امواج را تغییر داد و آنها را کنترل کرد؟آیا واقعا این امواج هستند که آینده ما را تشکیل میدهند؟
اینها سوالاتی هستند که حداقل تا به امروز کسی نتوانسته به طور یقین از آنها پرده بردارد هرچند تحقیقات در این را ه ادامه دارد و پیشرفتهایی نیز حاصل شده است.
هاله عبارت است از نوعی تشعشع مغناطیسی لطیف که از نیروهای اتریک و سایر میدانهای انرژی ایجاد میشود.بهتر است اینطور بگوییم که تمامی موجودات زنده در اطراف بدن خود دارای هالهای از انرژی هستند که امواج حاصل از آن به طور دایمی در حال تشعشع هستند. این امواج را میتوان شبیه امواج گرمایی دانست که یک روز داغ از سطح زمین بیرون میآیند.
برای ترسیم شکل این هاله آنها میدانهای مغناطیسی دور آهنربا را نمونه خوب و البته بسیار ساده هاله میدانند.
تاریخچه هاله
هاله در طول زمان توسط افراد مختلف دیده شده و نامهای مختلفی گرفته است.مثلا در ادیان باستانی آن را آکاشا مینامیدند.زرتشتیان به آن آتش ذیروح یا آتش جاویدان میگفتند.در زبان سانسکریت نام آر به معنی پرده چرخ را برایش انتخاب کرده بودند چراکه این امواج شبیه چرخی از جسم به بیرون ساطع میشد.انگلیسی زبانها لغت Aura به معنی هوا را مناسب نامگذاری هاله دانستند.اتریشیها به آن اود به معنی خود میگویند.روسها آن را انرژی بیوپلاسمیک و چکها به آن سایکوترانیک لغب دادهاند. در این میان بد نیست نامی هم از دکتر مسمر ببریم که حدود 200 سال قبل به وجود این امواج پی برد و سعی کرد با به کارگیری آن بیمارانش را شفا دهد.او هاله را مغناطیس حیوانی دانست. سبک او در درمان امروزه به مسمریسم شهرت دارد.اولین بار «بارون ریخن باخ» و «کاردل دویرل» اتریشی در سال 1867 به کشف هالهها علاقهمند شدند.تلاشهای این دو بعدا توسط «سیمون کرکیـن» روسی پیگیری و در نهایت به اختراع دوربینی منجر شد که به میکروسکوپهای الکترونی مجهز بود.این دوربین ویژه قادر بود با سرعت 75 تا 200 هزار ارتعاش در ثانیه از میدان انرژی عکسبرداری کند و این آغازی بود برای ورو به دنیای اسرارآمیز انرژی.
هاله چیزی جدای از زندگی ما انسانها نیست.شما هر روز عادت کردهاید با آن زندگی کنید.آن را لمس کنید.احساس کنید و حتی از آن استفاده کنید.بهتر است بگوییم تصور اینکه روزی پا در دنیایی بگذاریم که موجوداتش هالهای نداشته باشند برای هرکسی دشوار است.
از داستانهای کتابها و رمانها که بگذریم،حتما اتفاق افتاده به یک مهمانی دعوت شوید و احساس خفگی کنید.بدون شک اگر بتوانید حتما در اولین فرصت آنجا را ترک خواهید کرد و گرنه دچار سنگینی نفس،بیقراری اندامها،سردرد،سرگیجه و علایم مختلفی میشوید که همگی از وجود چیزی غیر عادی خبر میدهند.
تحقیقات دکتری به نام کیلز ثابت کرد که هاله اطراف بدن از سه باند مشخص تشکیل شده است:
1- باند اول باند باریکی است که حدود نیم سانتیمتر ضخامت دارد و درست روی پوست ما قرار گرفته است.
2- باند دوم حدود 5 سانتیمتر عرض دارد و از همه لایههای دیگر روشنتر است که هالهبینها به آن اورای داخلی میگویند.
3- لایه بعدی اورای خارجی است که حدود 15 سانتیمتر پهنا دارد و دارای زمینه مه آلود و خاکستری رنگ است.اورای خارجی دارای 4 باند رنگی است که در بین آنها معمولا یک رنگ غلبه دارد.
تاثیر هالهها بر هم
بهتر است دنیا را مملو از موجوداتی زنده و غیر زنده بدانیم که همگی قادرند دور خود یک حوزه انرژی درست کرده و به این ترتیب بر یکدیگر تاثیر بگذارند.این به این معناست که فقط شما نیستید که بر محیط خود تاثیر میگذارید،بلکه تکتک اجزاء محیط به نوعی بر شما موثرند و در نهایت این برایند انرژی است که مسیر حرکت یک موجود را مشخص میکند.در این سیستم شما به صورت فردی در درون سیستم پیچیده روابط در نظر گرفته میشوید.عجیب نیست که افکار،هیجانات و احساسات شما محیط را تغییر دهند و عناصر همخوان با خود را جذب نمایند.درست مثل فردی سرمایهدار و بازاری که تصمیم به ازدواج بگیرد.بیشک او یا دختری را پیدا میکند که بسیار اهل مال و منال دنیاست یا برعکس دختری فقیر.در واقع مهم نیست که همسر او پولدار است یا فقیر بلکه مهم اینست که هر دوی آنها به مقدار زیادی در مورد پول و ثروت فکر میکنند.اگر از آنها سوال کنید آدمها را چگونه میبینند،بیشک یکی از معیارهای آنها در تقسیمبندیهایشان وضعیت مالی آنهاست.
ممنون از همه دوستانى که تو این مدت سر میزدن
و شرمندشون که چیز تازه اى نمیدیدن
میدونم که همتون گلید و سخت نمیگیرید مغسى
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
فقط خندیدى؟!
یه ذره فکر کن بخاطر چند دونه ماهى که شکشمون رو سیر کنن چقدر زحمت میکشن
تو شکمت سیره لااقل بخ خودت زحمت بده یه ذره ورزش کن
تعادل رو ببین یاد بگیر تنبل جان
تو هم میتونى به هرچى بخواى برسى
فقط
فقط یه ذره تلاش میخواد
که اونم میتونى
تحقیقات نشان میدهد که تا وقتی کودکیم (تا سنین حدود پیش دبستانی) روزانه 300 مرتبه میخندیم ولی وقتی بزرگتر میشویم، به عنوان یک بزرگسال تنها روزی 15 دفعه خنده بر لبهای ما مینشیند. کودکان، استاد هنر شاد بودن هستند؛ علت این را هم باید در این نکته جستجو کرد که از نگاه بچهها، آنها هر چه میخواهند دارند و نگران نداشتههای خود نیز نیستند. آنها وقتی پدر و مادر خود را میبینند ، شاد میشوند و میخندند ، از دیدن غذای خود خوشحال شده، لبخند میزنند و میخندند ، از بازی کردن با یک توپ کوچک و ساده شاد میشوند و باز هم میخندند و در یک کلام، آنها در تمام زندگی کودکانه خود شاد هستند.
کاهش میزان خنده از کودکی تا بزرگسالی نشان میدهد که ما رشد کردهایم و بزرگ شدهایم، ما همه در بزرگسالی نگران چیزهای گوناگون هستیم، و به این دلیل کمتر و کمتر میخندیم و دیگر به اندازه یک کودک 2 ساله شاد نیستیم. در کنار مساله نگرانیهای ما در طول زندگی، سوالهایی اساسی هم مطرح هستند؛ مثل اینکه ما توانایی خندیدن را چه طور از دست میدهیم؟ آیا واقعا این توانایی را در طی دوران زندگی و بتدریج از یاد میبریم؟ و چه کارهایی باید انجام دهیم تا دوباره بخندیم و شاد باشیم؟
اهل فن معتقدند که خندیدن عامل مهمی برای شاد بودن در زندگی است؛ پس ارزش آن را دارد که بیشتر و بیشتر در انجام آن سعی و کوشش کنیم.
کودکان با لبخندها و خندههای همیشگی خود به ما یاد میدهند که شاد باشیم و از کوچکترین فرصتها برای خندیدن و شاد بودن استفاده کنیم.
همه ما ضربالمثل معروف خنده بر هر درد بیدرمان دواست را شنیدهایم و متخصصان هم در مورد مزایا و ارزشهای مختلف خنده و خندیدن صحبتهای بسیاری کردهاند.
آنها معتقدند حتی اگر در ابتدا حس شادی را نداشته باشیم، خندیدن ما را شاد و با نشاط میکند. اما باز هم ما این مساله را جدی نمیگیریم و به سادگی از کنارش میگذریم.
کاهش میزان خنده در بزرگسالی به این معنی نیست که ما نمیتوانیم شادتر باشیم. پس بهترین راه افزودن شادی و نشاط به زندگی و تمرین هنر شاد بودن، اضافه کردن لبخند و خنده به زندگی است. آیا این فوقالعاده نیست که با ورود خنده به زندگی شاد شویم؟
خنده شادی آور است؟
خنده هزاران نکته مثبت برای ما به ارمغان میآورد. خندیدن راهی برای شاد زیستن است و افراد را بیشتر با یکدیگر مرتبط میسازد. خندیدن به دلیل استفاده از ماهیچههای صورت، قفسه سینه و شکم برای بدن ورزش و تمرینی ملایم محسوب میشود ، باعث تنفس عمیق ما شده و ضربان قلب را افزایش میدهد و باعث ترشح اندروفین (هورمونی که باعث ایجاد حس خوب در انسان میشود) میگردد.
وقتی دوباره به موضوعی که باعث خنده ما شده فکر کنیم هر آنچه که باعث خندیدن ما شده، دوباره ما را خواهد خنداند یا حداقل لبخند خواهیم زد. پس حس خوب ما ادامه پیدا خواهد کرد.
چگونه خنده را به زندگی خود وارد کنیم؟
همه ما میتوانیم هر روز با خندیدن، شادی را بخشی از زندگی خود کنیم. در ادامه، راههای سادهای برای خندیدن بیشتر و شاد بودن ارائه میکنیم:
- حتما زمانهایی را به دیدن فیلمها و برنامههای شاد اختصاص دهید؛ این کار باعث افزایش خنده و تبسم شما در طول هفته میشود.
- با بچههای کوچک بازی کنید و شاد باشید. آنها میدانند چگونه از هر چیزی لذت ببرند. این مهارت را از آنها بیاموزید.
- در زمانهای بیکاری، بازیها و سرگرمیهایی را انتخاب کنید و انجام دهید که باعث خنده و شادی شما میشوند.
- حتما بخندید. حتی به صورت ساختگی هم که شده باید خندید؛ چرا که این خنده ساختگی در اصل به کمک شما میآید و حس شادی را جایگزین غم و اندوه، استرس و نگرانی میکند.
- باز هم فراموش نکنید که خنده بخش مهمی از شادی شماست. این خندیدن هر روزه، به اندازه ورزش کردن و خوردن قرصهای ویتامین برای بدن، روحیه و احساسات شما مفید و ضروری است.
پس همیشه خنده بر لب داشته باشید…
در این آلبوم عکس هایی از زندگی خانوادگی قذافی و دیدارهای خصوصی او با مقامات سایر کشورها وجود دارد که برخی از آنها منتشر شدهاند.
| قالب وبلاگ : پیجک دات نت |

به نظرتون اینا عقل تو کلشون هست؟ 


